دنیای شیرین کودکیت
به نام خدای مهربون
روزهای کودکی هر انسان روزهای شیرین و دل چسبیه که هر کس در بزرگسالی بیشتر از هر وقت دیگه ای بدون شک چندین بار آرزو میکنه که کاش برگردم به روز های کودکی...
بردیا جونم با تماشای کارای تو ...تو این روزها بیشتر از هر وقت دیگه ای میرم به دنیای بچه گی..
وقتی که توی خیابون و کوچه های پهن و بزرگ دستم و رها میکنی و با سرعت راه میری ... همراه با تکرار صدای آآآآآ لالالالالالا... این یعنی داری بچگی میکنی...
وقتی یه بازی از نظر من و بابایی بی مزه رو هزار بار برات تکرا ر میکنیم و هر هزار بار از ته دل میخندی...
وقتی که این روزها هر کلمه ای که برات تکرار میکنیم ... یه چیزی شبیه اون میگی و دیگه اون کلمه برات همونطوری ذخیره میشه... مثل سیب که میگی بیب... ماهی که میگی میییی...
گوشی تلفن و بر میداری راه میری... الکی حرف میزنی... میخندی... با مخاطب خیالی دعوا میکنی..
بازی با فوت فوتک و چندین و چند بار باز و بسته شدن اون... تماشای خودت در حال بازی توی آینه...
اینا همه کودکیه... که یه پسر شیطون و شیرین ... این لحظات ناب رو برای ما خلق میکنه
خدایا به خاطر تمام این لحظات ممنونم...




دنیای شیرین کودکیت
